مطالب منتخب روز

مطالب مهمی که کمتر می‌شنویم... 

سايت قاليباف حركات خودجوش مردمي را به حمله سگها تشبيه كرد +عكس

هتاكي امپراتوري رسانه اي شهرداري ادامه دارد؛

سايت قاليباف حركات خودجوش مردمي را به حمله سگها تشبيه كرد +عكس
يكي از سايتهاي بي شمار و زنجيره اي شهردار تهران، در توهيني آشكار به ارزشها، به نيروهاي انتظامي و حركات خودجوش مردم حمله كرد و آنها را به سگ تشبيه كرد. اين سايت ذيل تصوير منتشر شده، و در قسمت نظرات خوانندگان، با انتشار نظري نوشت: "امیدوارم این سگها به طور خودجوش در بعضی جاها حضور پیدا نکنند..."
 
 
به گزارش ابصارنيوز، سايت خبري شفاف كه بر خلاف نام خود هيچگونه شفافيتي نداشته و از فرصتهاي گوناگون براي توهين، كنايه و بي حرمتي به مردم راي دهنده در انتخابات به دكتر احمدي نژاد استفاده مي كند، در مطلبي تحت عنوان "عکس: سگهای ضد شورش ناجا" با انتشار عكسي كه در آن نيروهاي ناجا به همراه سگهاي آموزش ديده در حين انجام مانور بودند، به اين نيروها و همچنين حركات ارزشي و خودجوش مردمي توهين كرد.
 
 
اين سايت ذيل تصوير منتشر شده، و در قسمت نظرات خوانندگان، با انتشار نظري نوشت: "امیدوارم این سگها به طور خودجوش در بعضی جاها حضور پیدا نکنند..."
 
اين توهين آشكار در واكنش به حضور خودجوش مردمي همچون راهپيمايي 9 دي و حضور در برابر فتنه گران بوده است، سايت شفاف كه از سايتهاي زنجيره اي قاليباف است از ابتدا نيز رويكرد حمايت از فتنه گران را در دستور كار داشته است.
 
 
متاسفانه عليرغم مطالب توهين آميز منتشر شده در اين سايت و نظرات آن، هيچ اقدامي در خصوص توهين هاي اين سايت هتاك صورت نمي گيرد، در حالي كه عدم واكنش مسئولان مربوطه در خصوص توهين هاي مكرر اين گونه سايتها به دكتر احمدي ن‍ژاد و دولت به امري عادي تبديل شده،‌ توقع مي رود حداقل در اينگونه موارد كه نظام زير سوال رفته و حركات خودجوش مردمي با حمله "سگ" ها مقايسه مي شود، اقدامات درخور صورت گيرد.
 
پيش از اين مقام معظم رهبري حركت خودجوش مردمي در راهپيمايي 9 دي را از الطاف خفيه الهي عنوان كرده بودند.
 
اين در حالي است كه مدعيان اصولگرايي در پي گنجاندن نماينده ويژه قاليباف در 7+8 بودند، كه تا بحال صورت نگرفته است، با اين حال روز گذشته شاهد انتشار خبر انتصاب عليرضا زاكاني حامي درجه يك قاليباف و رئيس ستاد وي در سال 84 به رياست ستاد جبهه متحد اصولگرايان بوديم.
 
پيش از اين نيز شخص قاليباف در جريان انتخابات سال 88 اتهاماتي را به برخي از اعضاي دولت وارد كرده بود كه با شكايت مسئولان نهاد رياست جمهوري مواجه شد اما با گذشت بيش از دو سال از آن موضوع تاكنون هيچ اقدامي مناسبي در محكوميت اين اظهارات توهين آميز انجام نشده است.

نظر [0]

تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه "دکتر توکلی" شد؟! + تصاویر اسناد

ماجرای "دکتر" شدن احمد توکلی ، وزیر کار کابینه میرحسین موسوی و رییس فعلی مرکز پژوهشهای مجلس که انتقادهای کینه جویانه وی ازرییس جمهور ، آن هم با ژست عدالت خواهی ! تمامی ندارد، در نظام آموزشی کشور یک تراژدی است. چگونه ممکن است کسی بدون مدرک لیسانس ، بورس فوق لیسانس بگیرد و با مدرک دکترا برگردد، مدرک دکترایش معادل ارزیابی شود و سپس همه جا نان دکترا بخورد، اینکه چگونه ممکن است کسی فرزندانش را به خارج کشور نبرد و بعد درخواست ارز تحصیلی برای هشت نفر بکند و ...!

به گزارش دولت ما ، آنچه در ادامه می بینید اسناد بورسیه احمد توکلی ، البته "دکتر"! احمد توکلی است .

سند اول مربوط به فرم اطلاعات بورسیه شده هاست، آقای  احمد توکلی بدون گذراندن کارشناسی ارشد مدرک دکتری گرفته است، ایشان به "دروغ" دارای "فوق لیسانس اقتصاد" از دانشگاه" شید بهشتی "معرفی شده و سند زیر موضوع را به خوبی ثابت می کند .
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
جالتر آنکه ایشان در نامه ای که خود برای " معین"  وزیر آموش عالی وقت می نویسند، درخواست خود را برای تحصیل در مقطع "کارشناسی ارشد" اعلام میدارند، ناگفته نماند که زمان تقریر نامه هنوز یک سال از فارغ التحصیلی ایشان در مقطع" کارشناسی" مانده است. سند زیر به خوبی گواه این مدعاست .
 
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
در سند بعدی که در زیر آمده است، مشخص شده  که ایشان بورسیه برای مقطع " کارشناسی ارشد" را اخد کرده و نه " دکتری " ، علاوه بر این ایشان به دلیل اینکه نتیجه آزمون زبان های خارجی را نداشته اند طبق قانون باید برای ایشان نمره صفر  منظور میشد ، گفتنی دیگر اینکه  در نامه زیر اشاره شده است که وی مجاز به همراه بردن 3 فرزند بوده است.
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
با توجه به آنچه ذکر شده بود ایشان مجاز بودند تنها 3 فرزند را  همراه  با خود به انگلستان ببرند، اما وی در عملی خلاف قانون، 7 فرزند خود را برای سفر به انگلستان با خود همراه می سازد.
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
در ایتدا درخواست احمد توکلی  برای دریافت ارز متاهلی برای بورسیه با توجه به حضور خانواده وی در" ایران " و همچنین طبق" قانون " با مشکل مواجه شده و  معاون وقت دانشجویی وزارت آموزش عالی با دریافت ارز متاهلی ایشان مخالفت می نماید. ( گرفتن ارز برای ۸ نفر که نرفته بودند !! )
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
اما همانطور که در بالای نامه پاراف شده است، همراهی و ارفاق لازم برای توکلی در نظر گرفته می شود!  (بخوانید قانون و بند " پ " آن !!)
 
فرد یاد شده  پس از دریافت مدرک دکتری ،  متعهد می شود که این مدرک " معادل " است که در اینصورت اصل استفاده ایشان از مدرک دکتری مورد سوال می باشد و ایشان نمی توانند خود را " دکتر" بنامند.
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
 
اما نکته تاسف و تاثر برانگیز اینکه ایشان با همین مدرک " معادل" و پر از " رانت " وارد کار می شوند !
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
نکته پایانی ماجرای جناب آقای مدعی قانون و حق ملت !  اعتراف کتبی ایشان به تخلفاتشان است،
 
 

 تراژدی رانتخواری در نظام آموزشی/توکلی چگونه

 
 
همناطور که در سند بالا مشاهده می کنید ، ایشان اعلام میدارند  علی رغم اینکه به وی اعلام شده بود که گرفتن "دکتری" در حالی که " کارشناسی ارشد" اخذ نشده  خلاف قانون است، ولی ایشان همچنان بر تخلف خودشان اصرار ورزیده و پس از دریافت "دکتری" این امر بر ایشان مسجل می شود.
 وی در ادامه ارزشیابی معادل از مدرک دکتری اش را نیز بی ارزش عنوان می نماید!

نظر [0]

هاشمی رفسنجانی در سایت رسمی: احمدی‌نژاد منحرف است

اکبر هاشمی بهرمانی در سایت رسمی‌اش با بازنشر سخنان سال 88 رئیس جمهور فعلی کشور، محمود احمدی‌نژاد را صراحتاً منحرف خوانده است. همچنین در مطلب دیگری تلویحاً از احتمال تقلب در انتخابات آینده سخن گفته است.


ماده 609 قانون مجازات اسلامی
«هر کس با توجه به سمت به یکی از روسای سه قوه یا معاونان رییس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه­‌ها و موسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری­‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید، به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می­‌شود».
http://www.dadkhahi.net/law/Ghavanin/Ghavanin_Jazaee/gh_mojazat_eslami2.htm

Hashemi_monharef

نظر [0]

شباهتهای ترفندهای تبلیغاتی در فتنه ایران و سوریه+عکس|+15

فتنه از یک جا آب می خورد؛

شباهتهای ترفندهای تبلیغاتی در فتنه ایران و سوریه+عکس|+15

داخلي> ساير>ویدئوی منتشر شده در یوتیوب شباهتهای جنگ روانی و تبلیغاتی در فتنه 88 ایران و وقایع سوریه را نشان می دهد.

به گزارش خبرنگار سیاست ما، اخیراَ ویدئویی در یوتیوپ با نام "یا اهل حلب " منتشر شده که سایت بالاترین نیز آنرا لینک کرده است. نکته جالب توجه در این فیلم استفاده از ترفندهای جنگ روانی و تبلیغاتی مشابه آنچه در فتنه 88 در کشورمان رخ داد، است. در تصاویر زیر دقایق مختلف این فیلم را مشاهده می کنید :
 
 

 

تصویر زیر به عنوان یکی از کشته های سوری منتشر شد در حالیکه مربوط به یکی از شهدای بحرینی است. 

این تصویر مربوط به شهید بحرینی "عبدالرضا " است که در اکثر رسانه ها بازتاب داشت.

 

عکس  این کودک فلسطینی که به دست رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده است به عنوان کودک

سوری کشته شده منتشر شده است در حالیکه پرچم حماس در آن مشهود است. 

تصویر پرچم حماس در دستان اسماعیل هنیه نخست وزیر منتخب فلسطینیان.

 

اما نکته قابل توجه در این میان شباهت روشهای جنگ روانی در سوریه و شیوه های برانگیختن احساسیات در جریان فتنه 88 در کشورمان است.

 تصاویر زیر عکس مربوط به مراسم قمه زنی در لبنان به عنوان دختری که توسط نیروهای انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است منتشر شده بود.

 

http://www.siasatema.com/NSite/FullStory/News/?Id=23010

نظر [0]

سخنرانی شهید مطهری درباره فلسطین + دانلود فایل صوتی

(download)

فایل صوتی کامل ضمیمه شده و فایل صوتی بخش‌های کوتاهی از سخنرانی برای کسانی که به اینترنت پرسرعت دسترسی ندارند، در ادامه آمده است.

بخش‌های کوتاهی از سخنرانی:


سخنراني پرشور شهيد مطهري در عاشوراي سال 1348 درمورد فلسطين
اگر حسين‌بن‌علي بود، مي‌گفت شعار امروز تو بايد فلسطين باشد

آنچه در ادامه خواهد آمد، سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری در روز عاشورای 1390 هجری قمری (27 اسفند 1348) است که در جلد دوم کتاب حماسه حسینی نیز موجود است. شهید مطهری پس از این سخنرانی افشاگرانه و پر شور توسط نیروهای ساواک دستگیر شد و مدتی را در زندان انفرادی به سر برد.

تناسب محتوای ارزشمند این سخنان با شرایط فعلی مردم غزه و تقارن آن با روزهای عزای حسینی، قابل توجه است و می توان الگوی عملی و وظیفه مسلم دینی را در این روزها دریافت.

شور و حرارت سخنان استاد شهید همیشه آنقدر زیاد بوده است که مستمع را ناخودآگاه تا آخرین کلمه سخنرانی مجذوب خود می کرده است اما از این حیث این سخنرانی بین تمام سخنرانی های ایشان از جایگاه دیگری برخوردار است و با این ویژگی شناخته شده و زبان زد است، چنانچه وی در حین سخنرانی، چند بار ناخودآگاه اشک می ریزد و فضا را متأثر می کند:

اگر پيغمبر اسلام زنده می‏بود، امروز چه می‏كرد؟ درباره چه مسئله‏ای‏ می‏انديشيد؟ والله و بالله قسم می‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود می‏لرزد. اين يك مسئله دو دو تا چهار تاست. اگر كسی نگويد، گناه كرده است، من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام، هر خطيب و واعظی اگر نگويد، مرتكب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامی، فلسطين چه‏تاريخچه‏ای دارد؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتی از دولت های اسلامی هم نيست‏، مربوط به يك ملت است، ملتی كه او را به زور از خانه‏اش بيرون‏ كرده‏اند. تاريخچه فلسطين چيست؟

مدعی هستند كه در 3 هزار سال پيش 2 نفر از ما، "داود" و "سليمان" برای‏ مدت موقتی در آنجا سلطنت كرده‏اند. تاريخ را بخوانيد، در تمام اين‏ مدت 2، 3 هزار ساله، كی بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق‏ داشته است؟ كی بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد.

آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آنِ ملت يهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی كه مسلمين فلسطين را فتح‏ كردند، فلسطين در اختيار مسيحي ها بود، نه در اختيار يهودي ها. اتفاقاً مسيحی‏ها كه با مسلمين صلح كردند، يكی از مواردی كه در صلحنامه گنجاندند، اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد. گفتند: ما با شما زندگی‏ می‏كنيم ولی با يهود زندگی نمی‏كنيم. چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودی به‏ خود گرفت؟ يكی از قضايایی كه كارنامه قرن ما را تاريك می‏كند، (اين‏ قرنی كه به دروغ، نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانيت بر آن گذاشته‏اند) همين‏ قضيه است. يهودي های دنيا بعد از اينكه از ملت های غيرمسلمان زجر و شكنجه و آزار می‏بينند، (در روسيه، آلمان، و بسياری از نقاط دنيا)، بزرگانشان می‏نشينند، می‏گويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم، در هر جا اقليتی هستيم، سرنوشت ما همين است. ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همه‏مان آنجا جمع شويم، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند.

اول هم جايی را كه فكر نمی‏كنند، فلسطين است، جاهای ديگر را فكر می‏كنند، بعد جنگ بين الملل اول پيش می‏آيد، (البته من خلاصه‏اش را عرض می‏كنم، می‏توانيد كتابهایی را كه در اين زمينه نوشته شده است، بخوانيد .)

متفقين با عثماني ها می‏جنگند. من نمی‏خواهم از عثماني ها دفاع كنم، ولی هر چه بود، حكومت واحدی بود. اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود. اعراب‏ ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند. تحريك متفقين را پذيرفتند. از داخل، عليه حكومت عثمانی جنگيدند، به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند. انگليس‏ها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال می‏دهيم، به شرط اينكه به نفع ما با عثماني ها بجنگيد. اين بيچاره‏ها جنگيدند. در خلالی كه‏ اين بدبخت های نادان ناآگاه، داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان‏ می‏جنگيدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه‏ تشكيل شده بود، محكم كرد كه فلسطين را می‏دهيم به شما در قلب كشورهای‏ اسلامی. جامعه ملل به وجود می‏آيد (عدالت را ببينيد!) و تصويب می‏كند كه در دنيا ملت هايی هستند (مخصوصاً ملتهايی كه از عثمانی جدا شده‏اند) كه‏ چون رشد ندارند، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره‏ بكنند. يعنی در واقع می‏خواستند، ارثيه عثمانيها را تقسيم بكنند. قسمتی‏ از آن را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و... از جمله‏ جاهايی كه انگلستان گرفت، فلسطين بود. گفت من قيم و سرپرست شما هستم، رسماً شد كفيل. بعد به صهيونيستها وعده داد (وعده معروف بالفور) كه من‏ اينجا را به شما می‏سپارم.

"صهيونيستها"، يعنی يهوديانی كه دهها قرن بود كه در گوشه‏های ديگر دنيا زندگی می‏كردند و از نژادهای ديگر بودند. من خودم فكر می‏كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا می‏بينم تاريخ تشكيك می‏كند، می‏گويد اين حرف دروغ است. بسياری از يهوديها اصلاً از نسل اسرائيل‏ نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص‏ نمانده است.

يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی می‏كردند، فقط به دليل اينكه فرنگي ها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏ای‏ می‏گردند كه آنجا جمع شوند و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏ای هستند و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی‏ رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏ای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد، به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمين ها را خريدند، در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از 50 هزار نفر نيست كه الآن هم آن بيچاره‏ها در بدبختی‏ فوق العاده‏ای زندگی می‏كنند. يعنی يهوديان اروپایی و آمريكايی كه آمدند، از جمله بدبختي هايی كه به وجود آورده‏اند، اين است كه سربار يهوديان اصلی‏ هستند كه حق دارند، در آنجا زندگی كنند.

يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهودي ها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند. پشت سر يكديگر از كشورهای اروپایی مهاجرت می‏شد، آمدند و آمدند. اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را می‏شنويد: "موشه دايان"، "زلی اشكول‏"، "گلداماير"، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمده‏اند؟ مدعی‏ هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود 3 ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك‏ دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلی اشتباه كرده‏ايد، خيلی همه اشتباه‏ می‏كنيم. او می‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمی‏تواند آنجا زندگی كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود.

به قول عبدالرحمن فرامرزی: اين اسرائيلی كه من می‏شناسم، فردا ادعای‏ شيراز را هم می‏كند، می‏گويد شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند، ملك سليمان! هر چه بگويی آقا! آن تشبيه است، می‏گويد سند از اين بهتر هم می‏خواهيد؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر "روزولت" به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعای عراق‏ و سرزمين های مقدس شما را ندارند؟

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيه‏ای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده، اين قضيه است. اگر می‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم، اگر می‏خواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری كنيد، می‏گفت چه شعاری بدهيد؟ آيا می‏گفت بخوانيد: "نوجوان اكبر من" يا می‏گفت بگویيد: "زينب مضطرم الوداع، الوداع"، چيزهايی كه من (امام حسين) در عمرم هرگز به اين جور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟! اگر حسين بن‏ علی بود، می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری كنی، برای من سينه و زنجير بزنی، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر 1300 سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان می‏خورد. هی دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسئله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائيل است.

باز به‏ قول عبدالرحمن فرامرزی؛ اگر مال اينهاست و مذهبی نيست، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب برای اينها پول می‏فرستند؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهوديانی‏ كه فعلاً شناسنامه اسرائيلی دارند، 500 ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان.

شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول 2 فانتوم‏ فرستادند. 36 ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت. من آن يهودي ها را به عنوان اينكه يهودی هستند، ملامت نمی‏كنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيش خود كمك كرده‏ است، با كمال افتخار پول می‏فرستد، رسيدش هم از موشه‏دايان می‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان می‏دهد، می‏گويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين 2، 3‏ شب پيش ننوشتند (من بريده‏اش را از "اطلاعات" دارم) كه الآن فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك می‏كنند؟!

آن وقت، تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم. اصلاً من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل‏ می‏كنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه روزی علی بن ابی‏ طالب شنيد، دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است؛ "و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار"، بعد فرمود شنيده‏ام زينب يك زن مسلمان يا زنی را كه‏ در حمايت مسلمانان است، گرفته‏اند. شنيده‏ام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان‏ آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين‏ علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را می‏كنيم و نسبت به او حساسيت های‏ بی معنی و دروغين نشان می‏دهيم فرمود: «فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديراً»(1). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد، سزاوار است و مورد ملامت نيست.

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمی‏كنند؟ كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني های آواره، حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم. يك جوانهایی، فقط می‏گفتند: دماء الشهداء، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادی‏ در ميان آنها هستند كه والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏جنگند. اگر 700 ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزی يك ريال بدهد، در سال‏ نزديك به 300 ميليارد دلار می‏شود. اگر فقط مردم ايران كه 25‏ ميليون نفر هستيم و 98 درصد ما مسلمان است، هر فرد، روزی يك‏ ريال به فلسطيني ها كمك كند، در سال حدود 90 ميليون تومان می‏شود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند، در سال 9 ميليون‏ تومان می‏شود. «فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (2) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم»(3).

به وسيله مال كه می‏توانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سؤالی كه بعد از مردن‏ از ما می‏كنند، همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: «من سمع مسلماً ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم» (4) هر كس بشنود، صدای مسلمانی را كه فرياد می‏كند ياللمسلمين، مسلمانان به‏ فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمی‏دانم. چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم؟ چه‏ مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملت های ديگر آنها را تحسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند، ولی ما نكنيم؟ مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا می‏داند، جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود. اين كمك مالی را وظيفه‏ شما می‏دانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی می‏دانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظی من واجب می‏دانم كه چنين حرفی را بزند. مراجع تقليد بزرگی مثل آيت الله حكيم و ديگران، رسماً فتوی داده‏اند كه كسی كه در آنجا كشته می‏شود، اگر نماز هم نخواند، شهيد در راه خداست. پس بيایيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتاب های خودمان ارزش بدهيم، به پول های خودمان ارزش‏ بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولت های‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‏انديشند، اين است كه معتقدند، مسلمان غيرت ندارد. امريكا را فقط همين يكی جری كرده است. می‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد.

می‏گويد يهودی كه‏ برای پول می‏ميرد، جز پول چيزی نمی‏شناسد، خدايش پول است، زندگيش پول‏ است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسی كه می‏رسد، روزی‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك می‏كند ولی 700 ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمی‏كنند!

روز عاشورا است. روز معراج حسين بن علی عليه السلام است. روزی است‏ كه ما بايد از روح حسين، از غيرت حسين، از مقاومت حسين، از شجاعت و نمی‏توانم درباره اخلاص حسينی كوچكترين سخنی بگويم، كوچكتر از اين هستم، ولی می‏توانم بگويم چيزی كه در روز عاشورا بيش از هر چيز ديگر جلوه‏گر و نمايان است، طمأنينه حسين، اطمينان حسين، آرامش و استقامت حسين‏ است. اين سخنی نيست كه من می‏گويم، سخنی است كه از همان روزها درك‏ كردند. يك كسی كه آنجا حاضر بوده است، جمله‏ای دارد. تعبير او مطابق‏ عصر و زمان و فهم خودش خيلی عالی است. می‏گويد: و الله ما رايت‏ مكثوراً قط قد قتل ولده و اهل بيته و اصحاب اربط جاشا منه(5). اين‏ مرد، در واقع يك خبرنگار بوده و قضايا را نقل كرده است. می‏گويد به‏ خدا قسم من سراغ ندارم مرد دلشكسته‏ای، مرد تحت فشار قرار گرفته‏ای را كه‏ فرزندانش (اهل بيتش) جلوی چشمش قلم قلم باشند، اصحابش را ببيند، در حالی كه سرهاشان از بدنهايشان جدا شده است، و اين مقدار قوت قلب‏ داشته باشد.

اين جريان خيلی عجيب است، شوخی نيست، جريانی كه هميشه اعجاب مرا بر می‏انگيزد، اين است: اباعبدالله در روز عاشورا چنان قدم بر می‏دارد كه‏ كأنّه آينده روشن يعنی آثار نورانی نهضت خودش را به چشم می‏بيند. او شك‏ نداشت كه با همين شهيد شدن، پيروز شد. شك نكرد كه روز عاشورا پايان اين‏ است كه بايد هر چه دارد در راه خدا بدهد، يعنی پايان كشت است و از روز عاشورا آغاز بهره برداری از اين نهضت است. همانگونه كه همينطور هم‏ باشد.

پاورقی:

1- نهج البلاغه، خطبه. 27
2- سوره نساء، آيه. 95
3- سوره توبه، آيه. 20
4- اصول كافی‏ج 2 ص. 164 (به جای مسلما، رجلا آمده).
5- لهوف ص. 50

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=22386

نظر [0]

علمای اعلام حجج اسلام فریاد برآرید؛ چرا ساکتید!

http://www.iranartists.org/uploads/news/8812/08/675b8921-cd29-4a3f-be54-d63d00b4b6b920100227091418DSC_0185-2.gif

شاید اگر اسفندیار دولت دهم همچنین عکسی انداخته بود، امروز ده‌ها نماینده مجلس طی نامه‌ای آن را محکوم نموده و به احمدی‌نژاد تذکر می‌دادند که بساط این «کافر ملحد» را از دولت جمع کن.

برخی مراجع محترم تقلید حکم حرام بودن کار با وی را صادر کرده و او را از یهودیان «نجس‌تر» عنوان می‌نمودند.

و خیل عظیم حزب اللهی‌های مقیم مرکز هر گونه صحبتی ولو به اندازه یک سلام با وی را مخالفت با اصل ولایت مطلقه فقیه می‌دانستند.

اما الحمدلله عکس برای رضاخان اسلامی است؛ همو که در جریان افتتاح تونل توحید یک دل سیر گریست و خب چون صاحب عکس قالیباف است، خوب که نگاه بکنی می‌بینی ماشاالله چه خوشگل هم افتاده این مدیر توانا!!

http://tazkar.blogfa.com/post-178.aspx

نظر [1]

رزم‌ناو اشرافیت در قلب تهران!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جماران ٬ این نام برای بسیاری از ما آشناست .

 این روزها واژه  جماران معادل غرور ملی ماست. یک رزم ناو ۱۰۰ متری با ۱۵۰ افسر و ملوان ٬ رزم ناوی که با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات ناوبری و جنگی در هفت دریا ابراز وجود می کند. جایی که قلمرو ممنوعه و مطلق عده کمی دزد و راه زن جهان اولی! بود.

کمی قبل تر جماران ما را به یاد یک سایت می انداخت. سایتی که تیشه به ریشه آرمان ها و ارزش هایمان میزد و می زند. جایی که منافقین جدید در تحریریه اش جولان می دهند.

اما قبل تر چطور؟

حضررت امام (ره) بعد از آمدن به ایران تصمیم می گیرند تا زمام حکومت را از قم بدست بگیرند اما بیماری قلبی و هوای خشک قم این اجازه را به ایشان نمی دهد لذا همه دست به دست هم می دهند تا یک مکان با چند ویژگی از جمله خوش آب و هوا بودن٬ نزدیک بودن به تهران٬ امن بودن و ... برای ایشان تدارک ببینند لذا خانه آقای جمارانی در دهکده جماران برای این کار مناسب دیده می شود.

از اینجاست که جماران می شود قبله آرزوهای بچه های انقلاب  برخی در شوق رسیدن به جماران و آن حسینیه کوچک می سوختند و از هر کسی برای یک ملاقات حضوری درخواست و حتی التماس می کردند. تا اینکه امام دلهای ما رفت.

 جماران به تاریخ سپرده شد در حالی که دیگر آنجا فقط یک دهکده ساده و محقر نمانده بود. در طول دوران سازندگی و اصلاحات جماران به قلب تهران تبدیل شد.

یک مکان کاملا امن و البته خوش آب و هوا در بهترین نقطه تهران ٬ اینجا بود که جماران دیگر جماران نماند و شد قبله آمال و آرزوهای خوش نشینان کشور ٬ دیگر کسی از منطقه جماران عکسی ندید و از کاخ هایش چیزی نشنید٬ تنها حسینیه محقر و خانه امام (ره) به مردم نشان داده شد و قسمت اصلی جماران به کلی سانسور شد دقیقا به همان شکلی که کل مناطق مرفه شهر تهران سانسور می شود.

جالب ترین چیزی که در بدو ورود به منطقه جماران برای شما خودنمایی می کند سطح منطقه جماران است. بالای تجریش٬ کسانی که در تهران زندگی کرده باشند با ورود به این منطقه احساس خوبی خواهند کرد.

 

 

 اشتباه نکنید منظور من از لحاظ معنوی نبود منظورم آب و هوای بسیار دل انگیزی بود که به شما احساس هر لحظه آب معدنی نوشیدن را تداعی می کند . نکته دوم هنگام ورود به جماران دروازه ورودی آن است. تنها یک راه رفت و برگشت وجود دارد. منظور من کوچه منتهی به حسینیه و بیت نیست منظور منطقه جماران است.

 

 

به کوچه معروف جماران می رسید. با خودم فکر می کردم جایی که در آن قدم می گذارم قبلا چقدر مهم بوده تا جایی که بچه های رزمنده دوران دفاع مقدس در آرزوی رسیدن به آن جان می دادند اما حالا خیلی خیلی سوت و کور شده ٬ به معنای واقعی در حد یک موزه تنزل پیدا کرده است.

 

 

 

 فضای حسینیه همچنان مثل روزهای خاطره انگیز گذشته حفظ شده و خانه ایشان به عنوان قلب جهان انقلابی ایران در سال های دور مثل زمرد می درخشد .

 

 

بسیار ساده ٬ واقعا باور کردنش سخت است که چگونه زمام امور عالم برای برهه ای از زمان در این نقطه رقم می خورده اما واقعیت دارد و چنین بوده است.

 

 

 

کوچه منتهی به جماران همانطور ساده مانده و فقط ساختمان بزرگداشت یاد امام  (ره ) در کناری ازآنجا اضافه می نمایاند .

 

 

 

 

اما از این ها که بگذریم جماران چرا دیگر جماران نیست؟

 

 

از عمد مسیر تا حسینیه و بیت روح خدا را برایتان در ابتدا نگفتم تا خاطر عزیزتان تلخ نشود. اما چه کنم که ماموریت من افشای ناگفته هاست.

چیز دیگری که برای شما در ورود به جماران عجیب خواهد بود. شدت غلظت فضای امنیتی منطقه است . به صورت آشکارا سر هر کوچه و پس کوچه دوربین هایی در جهات مختلف نصب شده و شما احساس می کنید هزار چشم مواظب کوچکترین حرکات شماست.

 

 

 

کیوسک های نگهبانی در هر نقطه ای دیده می شود و این غیر از ده ها و شاید صدها اتاق واکنش سریع در مقابل حملات و تهدیدات تروریستی یا موراد امنیتیست که وجود دارد.

 

 

 

یک چیز دیگر برای شما حتما عجیب و غریب خواهد بود و آن ارتفاع دیوارهای خانه هاست.

 

 

 ارتفاع دیوار ها به طور میانگین از ۳ متر شروع شده و در بسیاری از مواقع از مرز ۷ متر عبور می کند.

 

 

 

مسخره اینکه کاخ های پشت این دیوار ها باز هم قابل دیدن است. مثلا ستون های تزئینی که جلوی فلان ساختمان با ارتفاع ۱۵ متر خودنمایی کرده و ارتفاع بلند دیوارهای حیاط مانع از دیدن آن نمی شود.

 

 

 

شما در آنجا کلکسوینی از انواع کاخ های عالم را مشاهده خواهید کرد. از سبک روم باستانی با ستون های مرمرین تا سنتی ایرانی و ... شدت تراکم این ساختمان ها حیرت آور است.

 

 

 

تا چشم کار می کند کاخ و باغ و ویلا دیده می شود. آپارتمان ها هم غیر از آپارتمان های معمولی مردم است . بناهای با بیش از ۲۰۰ متر زیر بنا انسان را حسابی به فکر وا  میدارد. ساخت و سازها با شدت ادامه دارد و می توانید با چشم غیر مسلح زیربنا و مواد بکار رفته در آن را به خوبی حدس بزنید.

 

 

 

با اینکه برای این ساختمان ها کلی پارکینگ وجود دارد اما باز ماشین های بسیار مدل بالا در سطح خیابان ها قابل مشاهده است .

 

 

 

البته اگر از پلاک آن ها بگذریم از رفت و آمد گاه و بی گاه راننده ها نمی توان گذشت ! چرا ؟ چون تنها اینجاست که شما حجم انبوهی از مسئولین را می بینید که همراه با تیم های حفاظت و راننده شخصی رفت و آمد می کنند .

 

 

 

راننده هایی که از آداب رانندگی فقط گاز دادن و بوق زدن و در نهایت چراق زدن را یاد گرفته اند. خبری از مراعات حال عابرین نیست چون اصولا خون شما عابرین غریبه مهم نیست .

نکته دیگر این است که شما با نگاه های سرد و سنگین جماران نشینان رو به رو هستید . انگار می گویند چرا ما را به حال خود رها نمی کنید ؟ البته این وضع در کل منطقه ای که بالاشهر نامیده می شود وجود دارد ! کافیست کمی ریشتان از حد معمولی ( ۱ سانتیمتر !!! ) بلندتر باشد یا قیاقه تان تابلو بزند آنوقت تکانه های لب رهگذران شما را بسیار ناراحت خواهد کرد علی الخصوص که با چشم هایشان می خواهند شما را مورد ضرب و شتم قرار بدهند !! شاید باید با پاسپورت و ویزا وارد شوید ٬ اینجا ایالتی است از ایالات متحده بالا شهر و شما مال اینجا نیستید !!

 

 

 

 اگر از وضع گشت و گذار آنها در حیاط برخی خانه ها که از بیرون و بالا دید دارد بگذریم ! (به چشم خواهری ! ) از آقازاده ها که در اینجا به وفور دیده می شوند نمی شود گذشت. آنهایی که برای واردات سیب و گوشت گاو آمریکایی جنجال به پا می کنند اما وقتی نوبت به ماشین های لکسوس آمریکایی آن هم از نوع شاسی بلندش می رسد دهان نمی گشایند و فقط با طیب خاطر حال می کنند.

 

 

 

 

توصیه اکید اینکه مثل من و دوستم برای فضولی آنجا نروید وگرنه بدجوری اغتشاش گر و عامل بیگانه معرفی خواهید شد. ما که جان سالم به در بردیم تا برای شما از ایالت شمالی پایتخت گزارشی جامع تهیه کنیم آن هم با کلی سانسور تصاویر و دیده ها که نگفتنش بهتر از گفتنش است .

 زبان سرخ داریم اما سر سبز نه پس بیش از این چیزی نخواهیم گفت.

راستی اگر خواستید آنجا مسکنی حقیرانه تهیه کنید کافیست کمی تا قسمتی مسئول یا آقازاده شوید بعد برای هر متر ۵ تا ۱۰ میلیون ناقابل تهیه کنید با حساب اینکه متراژ خانه های محقر آن منطقه زیر ۲۰۰ متر نیست ٬ می توانید یک ملک فسقلی در کنار انبوه مسئولین جمهوری اسلامی تهیه نمایید.

 

 

 

 البته ناگفته نماند اینجا مسئولین فقط بیش از حد تراکم دارند وگرنه از اختیاریه و پاسدارن تا قطیریه و زعفرانیه مسئولین مردمی و انقلابی ما پلاس هستند !! مثلا رئیس مجلس اسلامی که انشاء الله انقلابی هم هست ساکن پاسداران است آن هم در یک ویلای ناقابل ۵۰۰ متری و ...

ولش کن ناگفته بماند بهتر است !!

 

 

 

 

 

حالا باید بهتر فهم کنید چرا میلیشای اشرافیت  ۸ ماه فضای کشور را به جهنم تبدیل کرد ؟ یا اینکه چرا برخی برای رسیدن به ریاست فلان ده کوره دست و پا می شکنند ؟ یا چرا نخبگان ما  ۸ ماه است سکوت ۲۵ خرداد برخی ها را رعایت می کنند ؟!

یا چرا آقای فلاحیان وقتی به این نقطه یعنی مبازره با اشرافیت می رسد دست پاچه می گوید الان وقت رسیدن به وضعیت فتنه گران است نه این مباحث کمونیستی و انحرافی ؟

 

 

 

یا چرا برخی ها خیالشان راحت است که زمام امور دیر یا زود باز به دست خودشان می افتد گرچه همین الان هم غیر از معدودی موارد دست خودشان است. حالا می فهمیم چرا قانون از کجا آورده ای هرگز تصویب نشده و با این وضع نمی شود ؟

با خودم فکر می کردم اگر فلان پیرمرد شهرستانی بیاید و اینجا را ببینید چه فکری می کند ؟ آیا باز هم ژست ساده زیستی برخی آقایان را باور می کند یا مصادیق را به کل قاطی کرده و همه را به یک چوب خواهد راند؟

نمی دانم اما این را مطمئنم ادامه وضعیت تبعیض آلود کنونی انقلاب را از درون مانند موریانه خواهد خورد. اشرافیت و تب اشرافیت بزرگترین آفت انقلاب ماست. همان که امام راحل و امام حاضر این را بارها به خواص و عوام گوشزد کرده اند .

تب مارکدار پوشیدن یا عمل زیبایی از کجا جامعه ما را درنوردید ؟ مگر یک ساعت یا عینک آفتابی چقدر ارزش دارد ؟ ۱۰۰ هزار تومان ۲۰۰ هزار تومان و یا ۷۵۰ هزار برای عینک و ۳.۵ میلیون تومان برای فلان مارک ساعت ؟

 

 

 

بالای جامعه بینی عمل می کنند و پایین جامعه چسبش را برای پز دادن می زنند یا با قرض صورت خود را دست کاری می کنند ؟

تب اشرافیت - خوی تجملی زندگی کردن اکنون قلب و مغز تهران را آلوده کرده است . تهرانی که قبله و مرجع فرهنگی کل کشور است . تهرانی که همه می خواهند آنجایی باشند حتی اگر شده در ظاهر !

خاصیت تکثیر پذیری از روی فرهنگ لیبرالیستی تهران به شدت پر رنگ است. اینجا چشم اسفندیار نظام مشخص می شود. گردنه احد اینجاست . جنگ واقعی اینجاست . جنگ فقر و غنا همان که اماممان گفت و می گوید همین جاست.

 

 

تا حالا با خود فکر کرده اید وثیقه های چندصد میلیونی فتنه گران چطور تهیه شده است ؟

به خانه های آنچنانی آقایان توجه کرده اید یا فقط چهره ها برایتان رخ نشان داده است ؟ پیشنهاد میکنم از این پس بیشتر دقت کنید !!

 

 

اگر فلان خانه ویلایی را دیدید یا بهمان ماشین از کنارتان عبور کرد و نتوانستید از آن چشم بردارید یا اینکه خواستید مارکدار بپوشید یا نشان دهید چنان هستید بدانید بالقوه احتمال غرق شدن دارید. حب الدنیا راس کل خطیئه .

 

 

هر بار وقتی واژه جماران به گوشم می خورد خاطراتی را به یاد می آورم که اغلب کمتر کسی از آن با خبر است گرچه حالا شما هم قسمتی از آن را می دانید اما شنیدن کی بود مانند دیدن ؟

 

 

و در آخر بنازم به امام عزیزم که در نهایت سادگی زندگی کرده و فرزندانش (معنوی و نسبی ) هم مثل او در پایین ترین سطح جامعه زندگی می کنند .

 

 

علی سمیعی

۱۳۸۸/۱۲/۱۴

مطلب مرتبط :

دم خروس 100 میلیونی و ژست ضد اشرافیگری !

 پی نوشت !

کسی به عینک من هم کاری نداشته باشه !! مثلا همون ۱۵۰ هزار تومنی است !!

http://www.supershia.blogfa.com/post-164.aspx

نظر [1]

مجمع تشخیص مصلحت (به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی)، 2 میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی به مترو (به ریاست پسرش، محسن هاشمی) اختصاص داد

در جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام صورت گرفت؛
تصويب كمك 2 ميليارد دلاري از حساب ذخيره ارزي به مترو

خبرگزاري فارس: بررسي و تدوين سياست‌هاي كلي درباره انتخابات كه از جلسه قبل در مجمع تشخيص مصلحت نظام در دستور قرار گرفته بود، ادامه يافت و كليات آن با اكثريت قاطع تصويب شد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، در جلسه امروز 15 اسفند مجمع تشخيص مصلحت نظام، بررسي و تدوين سياست‌هاي كلي درباره انتخابات كه از جلسه قبل در مجمع تشخيص مصلحت نظام در دستور قرار گرفته بود، ادامه يافت و كليات آن با اكثريت قاطع تصويب شد.
همچنين در اين جلسه طرح استفاده از تسهيلات حساب ذخيره ارزي براي حمل و نقل ريلي و عمومي شهرها، مصوب مجلس شوراي اسلامي كه مورد ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته بود با حضور رئيس شوراي اسلامي شهر تهران، رئيس اتحاديه شركت‌ها و سازمان‌هاي قطار شهري كشور و مديرعامل مترو تهران، روساي كميسيون‌هاي عمران و اقتصادي مجلس شوراي اسلامي و معاون بانك مركزي مطرح شد و پس از ارائه گزارش پيشنهادي كميسيون زيربنايي و توليدي دبيرخانه مجمع و شنيدن استدلالات شوراي نگهبان، رئيس شوراي اسلامي شهر تهران، مديرعامل مترو و معاون بانك مركزي، اعضا به بحث و بررسي پرداختند كه مصوبه مجلس شوراي اسلامي، به شرح زير با اكثريت آراء به تصويب رسيد:
‌1- در جهت عمل به قانون حمايت از سامانه‌هاي حمل و نقل ريلي شهري و حومه مصوب ‌1385 و قانون توسعه حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت مصوب ‌1386 و به منظور تحقق هدفمند كردن يارانه‌ها دولت مكلف است مبلغ يك ميليارد دلار جهت تامين تجهيزات و احداث خطوط راه آهن شهري تهران و حومه، مبلغ هفتصد ميليون دلار جهت تامين تجهيزات و احداث خطوط قطارهاي شهري ساير كلانشهرهاي داراي طرح مصوب قطار شهري و مبلغ سيصد ميليون دلار جهت اجرايي كردن طرح‌هاي جامع حمل و نقل و ترافيك ساير شهرها تا پايان سال ‌1389 از محل حساب ذخيره ارزي يا هر عنوان ديگر به صورت تسهيلات و با رعايت قانون حداكثر استفاده از توان فني و مهندسي توليدي و صنعتي و اجرايي كشور در اجرا پروژه‌ها و ايجاد تسهيلات به منظور صدور خدمات مصوب 1375.12.12 اختصاص و در اختيار شهرداري‌هاي مربوطه قرار دهد.
تسهيلات منظور شده به عنوان بخشي از سهم 50درصدي دولت تلقي شده و تضمين بازپرداخت صددرصد آن به عهده دولت خواهد بود. وزارت اقتصاد و دارايي موظف است منابع فوق را در سال ‌89- ‌88 در اختيار شهرداري‌هاي مربوطه قرار دهد.
بنابراين گزارش، لايحه اصلاح قانون چگونگي اداره مناطق آزاد تجاري، صنعتي جمهوري اسلامي ايران كه مورد اختلافي ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان بود، سومين موضوعي بود كه در جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام مورد بحث و بررسي قرار گرفت كه نظر مجلس شوراي اسلامي با يك اصلاح عبارتي به شرح زير مورد تائيد قرار گرفت.
‌2- ماده ‌1- يك تبصره به شرح زير به ماده (‌28) الحاقي قانون چگونگي اداره مناطق آزاد تجاري-صنعتي جمهوري اسلامي ايران مصوب ‌1378 الحاق مي‌شود:
تبصره: حكم مذكور در اين ماده شامل شعب و نمايندگي‌هاي موسسات بيمه خارجي و موسسات كارگزاري بيمه خارجي نيز خواهد بود.
ماده ‌2- متن زير به عنوان ماده (‌29) به قانون مذكور الحاق شد:
ماده ‌29- تاسيس و فعاليت بورس‌ها با سرمايه داخلي و خارجي در مناطق آزاد بر اساس مقررات مجاز و تابع آيين‌نامه‌اي است كه ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون با پيشنهاد شوراي عالي بورس و اوراق بهادار به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
همچنين كسب تكليف در خصوص كيفيت بررسي لايحه اصلاح ماده (‌33) اصلاحي قانون حفاظت و بهره‌برداري از جنگل‌ها و مراتع كشور مصوب سال ‌1386 از ديگر موارد اختلافي ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان بود كه پس از طرح در جلسه روز شنبه مجمع مقرر شد موضوع در كميسيون‌هاي زيربنايي و حقوقي مجمع مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
آخرين دستور كار جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام، بررسي لايحه موافقتنامه معاضدت حقوقي دوجانبه در امور كيفري بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت جمهوري هند بود كه مورد ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته است. مجمع تشخيص در اين خصوص نيز پس از بحث و بررسي اين موضوع، نظر مجلس شوراي اسلامي را مورد تاييد قرار داد.

نظر [0]

مايلي‌كهن: شوي 90 محلي براي اهداف غير ورزشي مجري آن است

پس از شكست سايپا برابر استيل آذين
مايلي‌كهن: شوي 90 محلي براي اهداف غير ورزشي مجري آن است

خبرگزاري فارس: سرمربي تيم فوتبال سايپا گفت: شوي 90 محلي براي ابراز اهداف سياسي و بعضاً اقتصادي فردوسي‌‌پور شده است و همه را تخريب مي‌كند.


به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن پس از شكست 4 بر 3 مقابل استيل آذين در مورد اين ديدار اظهار داشت: از استيل آذين شناخت كافي داشتيم و با اين شناخت تمرينات خود را براي اين بازي انجام داديم و موفق شديم به گل هم برسيم، اما داور روند بازي را خراب كرد و باعث شد 2 تيم بازي ضعيفي را به نمايش بگذارند.
وي افزود: به استيلي و همكارانش تبريك مي‌گويم. اگرچه امروز بازي را باختيم، اما فوتبال بدي ارايه نكرديم. در بيشتر دقايق مسابقه به ويژه در نيمه دوم حاكم بر ميدان بوديم، اما اخراج بي جهت ايوبي باعث شد شرايط سايپا تغيير كند.
سرمربي سايپا ادامه داد: اگرچه در نيمه دوم 10 نفره شديم ولي بازي 3 بر 1 باخته را به تساوي كشانديم، اما در نهايت گل چهارم را دريافت كرديم. اين پيروزي را به حريف تبريك مي‌گويم. تيم ما در آخرين لحظات فوتبال خودش را ارايه كرد و مستحق كسب حداقل يك امتياز از اين ديدار بوديم.
وي در مورد حمله‌ور شدنش در دقايق پاياني نيمه اول به علي كريمي عنوان كرد: ابتدا كريمي به سوي بازيكن ما حمله كرد. درست است كه ايوبي ابتدا خطا كرد، اما كريمي بعد از آن به شدت واكنش نشان داد و به بازيكن سايپا حمله‌ور شد. من هم قصد دفاع از بازيكن خودمان را داشتم.
مايلي كهن با انتقاد از برنامه 90 در انعكاس صحبت‌هايش تصريح كرد: هر زمان من صحبت مي‌كنم قسمت‌هايي از حرف‌هايم را سانسور كرده و بخشي از آن را كه دوست دارند منعكس مي‌كنند. عادل فردوسي‌پور هرچه دلش مي‌خواهد را به تصوير مي‌كشد و ابتدا، انتها يا وسط صحبت‌هايم را حذف مي كند. آنچه در نشست خبري مي‌گويم هيچگاه به صورت كامل در خبرگزاري‌ها يا روزنامه‌ها منعكس نشده است.
وي گفت: شوي 90 محلي براي ابراز اهداف سياسي و بعضأ اقتصادي فردوسي‌‌پور شده است و همه را تخريب مي‌كند. او بدون هيچ تخصصي 10 سال است برنامه ورزشي اجرا مي‌كند و بدون مدرك ورزشي تمام اهالي ورزش را به چالش كشيده و آنها را تخريب مي‌كند. زماني كه آذري‌ زبان‌ها با او مقابله به مثل كردند يك برنامه عليه تراكتورسازي ساخت و مرثيه‌سرايي كرد. يك‌بار هم اجازه دهد عليه او صحبت شود. فردوسي پور به دنبال اهداف سياسي و اقتصادي خود است.
مايلي كهن در پاسخ به خبرنگار برنامه 90 در انعكاس درست صحبت‌هايش گفت: به عنوان مثال صحبت‌هاي من راجع به روزنامه همشهري پخش نشد. سازمان ليگ يك بار برنامه 90 را تحريم كرد و فردوسي پور عليه آنها برنامه ساخت. از طرفي فردوسي‌پور با من مشكل داشت، اما هنگامي كه سرمربي تيم ملي بودم و در ورزشگاه آزادي به من فحاشي شد در مورد آن صحبتي نكرد.
وي افزود: زماني كه با مديرعامل سايپا صحبت مي‌كند به كنايه از وي مي‌پرسد كه آيا شما خواهرزاده فلاني نيستيد؟ يا زماني كه با مديرعامل ابومسلم مصاحبه مي‌كند خطاب به او مي‌گويد كه ما بايد شما را دكتر صدا كنيم يا نه و او را به تمسخر مي‌گيرد.
مايلي كهن ادامه داد: من شهامت دارم كه بگويم اشتباه كردم، اما زمانيكه در ساعت 30/10 شب سرمربي تيم ملي شدم به برنامه 90 رفتم و چون عادل فردوسي پور به تعبير مردم آن برنامه را به من باخت قصد تلافي داشت.
سرمربي سايپا در مورد صحبت‌هاي پروين كه گفته بود وي نسبت به گذشته عصباني‌تر شده است، اظهار داشت: به علي پروين احترام مي‌گذارم. او مربي من بوده است. عصبانيت من نسبت به ساير مربيان بيشتر نيست، اما متاسفانه توسط رسانه‌ها بزرگ نشان داده مي‌شود.
زمانيكه خبرنگار برنامه 90 ميكروفون خود را از ميز كنفرانس برداشت با اعتراض مايلي كهن مواجه شد و گفت: برداشتن ميكروفون هم به نوعي به احترامي به مربي است.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا سايپا در ليگ مي‌ماند يا نه، عنوان كرد: از ابتدا هم كارم سخت بود و اميدوارم هرچه به انتهاي ليگ نزديك مي‌شويم اصل جوانمردي در مسابقات رعايت شود و نتايج داخل زمين مسابقه رقم بخورد.
سرمربي تيم فوتبال سايپا درباره بيرون كشيدن تيمش در اواخر نيمه اول از زمين مسابقه تصريح كرد: در آن صحنه به قضاوت داور معترض بودم، اما در عين ناراحتي نمي‌خواستم بازيكنانم اخطار بگيرند يا اخراج شوند و بازي‌هاي بعدي را از دست دهند.
وي درباره عدم حضور ميرزاپور با وجود دعوت شدن به تيم ملي در تركيب اصلي سايپا گفت: در اين باره مربي است كه تصميم مي‌گيرد. عليرضا محمد، بازيكن پرسپوليس، هم بعد از دعوت به تيم ملي در ديدار مقابل فولاد نيمكت نشين بود.
سرمربي سابق تيم ملي درباره انتقادات از قطبي گفت: انتقادات از قطبي جهت‌دار شده است، اما انتقادات من از سرمربي تيم ملي جهت‌دار نبود. در برنامه ورزش از نگاه دو فردي كه ادعا مي‌كند در ورزش سابقه دارد، تعويض مسعود شجاعي در ديدار مقابل تايلند را زير سوال رفتن شخصيت وي عنوان مي‌كند. مربي حق دارد بازيكن خود را تعويض كند. من هم به همين خاطر امروز به شيخ اويسي ميدان دادم.
مايلي كهن درباره دست دادن در آخر بازي با بازيكنان و كادر فني تيم حريف گفت: زماني كه اشتباه مي‌كنم مي‌پذيرم و بعد از بازي هم براي اداي احترام به حريف با آنان دست دادم.
ديدار تيم‌هاي استيل آذين و سايپا در چارچوب هفته‌بيست‌وهشتم ليگ برتر از ساعت 15:30 در ورزشگاه اكباتان برگزار شد كه در نهايت با نتيجه 4 بر 3 به سود استيل آذين به پايان رسيد. سايپا با اين شكست 32 امتيازي باقي ماند و در رتبه سيزدهم جدول رده‌بندي قرار گرفت.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812151681

نظر [0]

اظهارات نادران درباره اتهامات فایزه و مهدی هاشمی

عضو فراكسيون اصولگرايان از ارسال نسخه‌اي از سخنان توهين‌آميز فائزه هاشمي درباره اركان نظام به پدرش خبر داد و افزود: اگر اين صحبت‌ها منتشر شود براي اقامه كيفرخواست و رسيدگي به اتهامات فائزه هاشمي در دستگاه قضايي كفايت مي‌كند.
الياس نادران نماينده مردم تهران و عضو ارشد فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با فارس در خصوص علت تعلل دستگاه قضايي در رسيدگي به اتهامات فائزه و مهدي هاشمي، مهدي هاشمي را قابل استرداد به کشور دانست و گفت: او در مقايسه با برخي از مجرماني كه هم اكنون در زندان به سر مي‌برند و انتظار محاكمه را مي‌كشند، اتهاماتش كمتر نيست منتهي برخي از آنهايي كه هم اكنون در زندان هستند متصل به مقامات‌ و افراد بزرگ نيستند از اين رو هيچ تفاوتي بين اتهامات آنان با اين فرد نيست.
وي از ارسال نسخه‌اي از سخنان توهين‌آميز فائزه هاشمي به پدرش خبر داد و افزود: اگر اين صحبت‌ها منتشر شود معلوم مي‌شود كه مواضع و اقدامات فائزه هاشمي چه بوده است و همين سخنان او براي اقامه كيفرخواست و رسيدگي به اتهاماتش در دستگاه قضايي كفايت مي‌كند.
نادران با ابراز ناخرسندي و تعجب از تعلل دستگاه قضايي در برخورد با اتهامات فرزندان هاشمي گفت كه بايد از رئيس دستگاه قضايي پرسيد كه چرا در اين خصوص كوتاهي مي‌شود.
نماينده مردم تهران در خانه ملت در پاسخ به ادعاي مهدي هاشمي مبني بر درس خواندن در مقطع دكترا در كشور انگليس اظهارداشت:‌ دكترا خواندن منافاتي با آنكه انسان به اتهاماتش رسيدگي شود و پاسخگوي مردم باشد ندارد.
نادران با اشاره به برخي از موارد اتهامي مهدي هاشمي در راه‌اندازي و هدايت سايت جمهوريت، برخي هزينه‌ها از دانشگاه آزاد و مناسبات و سازماندهي‌هاي افراد خطاب به مهدي هاشمي متذكر شد: بايد حداقل براي اين اتهامات برابر ملت پاسخگو باشد و پاسخ دهد كه اين سازمان رايي كه تبديل به سازمان آشوب شد چه كساني در راه‌اندازي و هدايتش دخيل بوده‌اند.
http://alef.ir/1388/content/view/66057/

نظر [0]